مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
بیا بر قـلـۀ هستی لـوای عـدل برپـا کن بیا دین را دوباره مثل جدّ خویش احیا کن چرا از چشم خود تنهای تنها اشک میریزی؟ بیا در ماتم جدّ غـریـبت گـریه با ما کن بیا از جسم سقّا تیر دشمن را برون آور بیا زخم گلوی خشک اصغر را مداوا کن بیا اشک خجـالـت پاک کن از دیدۀ سقّا بیا از خون دل بر تشنهکامان دیده دریا کن بیا با عمّههایت جستجو کن در بیابانها گلی در کربلا گم گشته زیر خار پیدا کن بیا و گریه کن بر یـاسهای نیـلی زهرا بیا روی کـبود عـمّههایت را تمـاشا کن بیا خونْ پاک کن با اشک از پیشانیِ جدّت بیا قـرآنِ ثـارالله را بر نـیـزه مـعـنا کن بیا و عمّه را بیرون ببر از بین نامحرم بیا زنجیر از بازوی زین العابدین وا کن برای آنکه در محشر قبول مـادرت افتد بیا و دفتر اشعار «میثم» را تو امضا کن |